Archive for the ‘بهداشت روان واعتیاد’ Category

قیمت شادی چند پوند است؟

سپتامبر 15, 2010

بسیاری از ما برای یافتن شادی واقعی تلاش می‌کنیم. چرا این‌چنین است؟ مطالعات روانشناختی نشان می‌دهند که بخشی از پاسخ در این نكته نهفته شده که اکثر ما اینکه در مواجهه با بسیاری از تجارب زندگی چطور عکس‌العمل نشان خواهیم داد را به درستی پیش‌بینی نمی‌کنیم.در نتیجه تصمیماتی می‌گیریم که به طور بالقوه به سلامت احساسی‌مان آسیب می‌رسانند. به گفته روانشناس ‌هاروارد، دانیل گیلبرت، ما اغلب درباره شدت و زمان طول کشیدن اثرات احساسی اتفاقات زندگی اغراق می‌کنیم، اتفاقاتی مثل افزایش دستمزد، مرگ کسانی که دوستشان داریم یا حتی نقل مکان به یک ناحیه جدید که در تمام طول سال آفتابی است. دلیل این امر این است که ما اغلب وقتی می‌خواهیم تصور کنیم که یک تجربه چطور از لحاظ احساسی روی ما اثر می‌گذارد، بیش از حد روی مشخصه‌های برجسته این تجربه که مدنظرمان است، تمرکز می‌کنیم. مثلا در ذهن ما لس‌آنجلس به معنای هوای آفتابی و پول به معنای اتومبیل عالی و تعطیلات پر تجمل است. با این حال در واقع بسیاری از مشخصه‌های نه چندان برجسته‌ای که ما اغلب آنها را در نظر نمی‌گیریم نیز عواقب احساسی و روحی خود را خواهند داشت. برای مثال، ما در لس‌آنجلس هزاران مایل از دوستان و خانواده مان دور خواهیم بود و برای به‌دست آوردن پول بیشتر هم باید به همان میزان بیشتر کار کنیم. این مثال بیان‌کننده آن است که چرا وقتی کورکورانه به دنبال تصورات خود یا آنچه که براساس اطلاعات و ایده‌های مرسوم ما را شاد خواهند کرد می‌رویم، شادی از ما رو گردان می‌شود. با این حساب ما کجا باید به دنبال شادی بگردیم؟ تحقیقات جدید در روانشناسی و اقتصاد نشان می‌دهند که پاسخ این سوال در این است که ما در حال حاضر چه چیزهایی داریم، دارایی‌هایی مثل دوستان و خانواده. راز شاد بودن تنها در این است که بخش بیشتری از زمان و توجه خود را صرف این تجربیات رضایت بخش و مملو از شادی کنیم. همان طور که ‌هایمن شاچتل گفته: «شادی داشتن آنچه که می‌خواهید نیست، بلکه خواستن آنچه دارید است».

1 – پول شادی کمی برای شما به همراه خواهد داشت

یکی از یافته‌های مهم تحقیقات درباره شادی این است که پول نمی‌تواند‌ (یا حداقل آنقدری که فکر می‌کنید نمی‌تواند) برای شما شادی بخرد. به گفته ریچارد ایسترلین، اقتصاد دان، یکی از دلایل این امر این است که ما بیشتر از آنکه به این توجه کنیم که خودمان چقدر می‌توانیم درآمد داشته باشیم، به اینکه دیگران چقدر درآمد دارند توجه می‌کنیم. برای کسانی که اکثر نیازهای اولیه شان برآورده شده، پول تنها زمانی شادی اضافی ایجاد می‌کند که بتواند جایگاه اجتماعی افراد را بالا ببرد که این کار نیز زمانی که همه افراد با گذشت زمان در حال ثروتمند شدن هستند، کار سختی است. مقایسه گروه‌های مردم از مکانی به مکان دیگر معيارهاي متفاوتي دارد، برای مثال کسانی که در مناطق مرفه‌تر مثل لندن زندگی می‌کنند، احتمالا نیاز به حداقل درآمد 200 هزار پوندی دارند تا بتوانند خود را یک سر و گردن از بیشتر ساکنین دیگر لندن بالاتر بدانند و حتی این درآمد هم آنها را راضی نخواهد کرد.به علاوه به گفته دانیل کاهنمان، روانشناس دانشگاه پرینستون، ارتباط ضعیف بین شادی و درآمد همچنین می‌تواند تا حدی توسط شواهدی بیان شود که نشان می‌دهد افراد ثروتمند به طور متوسط زمان بیشتری را روی فعالیت‌هایی که هیچ ارتباطی به شادی نداشته؛ اما همراه با تنش و استرس بیشتری هستند، مثل کار کردن، نگهداری از کودکان و خرید کردن صرف می‌کنند. بر عکس، افراد با درآمدهای پایین‌تر اغلب زمان بیشتری را صرف تجربیاتی می‌کنند که شادی آفرین هستند؛ فعالیت‌هایی مثل وقت گذرانی با دوستان و دیگر فعالیت‌های سرگرمی منفعلانه مثل استراحت و تماشای تلویزیون.با این حال زمانی که از این افراد با درآمدهای کم و زیاد خواسته می‌شود به اثر درآمد روی شادی فکر کنند، هر دو گروه اغلب به همان فرضیات مرسوم درباره پول فکر می‌کنند. این امر منجر به این نتیجه‌گیری می‌شود که زندگی باید برای ثروتمندان بسیار شادتر از افراد كم‌درآمد باشد؛ اما این درست برعکس این حقیقت است که افراد كم‌درآمد شادتر از ثروتمندان زندگی می‌کنند.

2 – دوستان انسان بیشتر از یک ماشین فراری جدید ارزش دارند

قیمت شادی: محققان با استفاده از مقیاس «لیکرت» توانسته‌اند روی اتفاقات مهم زندگی قیمت بگذارند که به این شرح است:

سلامت کامل: 1300000 پوند- ازدواج: 200000 پوند، مرتبا با همسایگان صحبت کردن: 120000 پوند، بازنشستگی: 114000 پوند، مرگ یک دوست: منفی 8000 پوند- مرگ یک فرزند: منفی 126000 پوند- طلاق: منفی 296000 پوند- مرگ همسر: منفی 312000 پوند (تمام این قیمت‌ها در سال اول اتفاق برآورد شده‌اند)

چقدر پول برای شاد کردن ما کافی خواهد بود؟

(more…)

Advertisements

ایاIQ ایرانیان روبه نزول است؟

ژانویه 13, 2010
شهرام یزدانی،دانشیار دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی: اعلام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانی‌ها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عده‌ای با انكار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمده‌اند، اما برای اینجانب، این آمار هیچ‌گونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال 1379 در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی (Intellectual Dilution) پیش بینی كرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در كشور را بررسی خواهم كرد و سپس به راهكارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهم پرداخت.
ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟
ضریب هوشی IQ یك نسبت است كه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یكسان باشد، ضریب هوشی صد می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود كه این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
برای به دست آوردن سن عقلی راه‌های زیادی وجود دارد و معمولا كارشناسان از تست‌های خاصی استفاده می‌كنند كه جنبه‌های مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه كوتاه ‌مدت، استفاده فرد از واژه‌ها، سرعت محاسبه فرد، درك روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درك فضایی، منطق و املا را ارزیابی می‌كند.
اخیرا در مورد صحت نتایج آزمون‌های هوش متداول شبهات زیادی وارد شده است. انجمن روان‌شناسی آمریكا در سال 1995 هوش را به عنوان «توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشكال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشكلات از طریق تفكر» تعریف كرده است.
این انجمن بر این موضوع تاكید دارد كه آزمون‌های متداول هوش به هیچ وجه توانایی سنجش چنین سازه انتزاعی پیچیده‌ای را ندارد. مطالعات متعدد، ارتباط مثبت و قوی بین ضریب هوشی با موفقیت تحصیلی، میزان درآمد، سطح سلامت، طول عمر و سطح اجتماعی و ارتباط منفی و قوی با بی‌كاری و ارتكاب جرایم را نشان داده است. به این ترتیب موضوع ضریب هوشی پایین یا افت ضریب هوشی و در مقابل آن سازوكارهای ارتقای ضریب هوشی به یك مقوله راهبردی اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از كشورها تبدیل شده است. به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یكی از ابزار توسعه و به طور هم‌زمان یكی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب می‌گردد.
ضریب هوشی اقوام و ملل
مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در كشورهای مختلف صورت گرفته است.
میانگین ضریب هوشی در آمریكا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، كره‌ای، هنگ كنگی و تایوانی 105 و برای تركیه، كشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای كشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا می‌باشد. هوش یك سازه انتزاعی مولتی فاكتوریال محسوب می‌شود و هنگامی كه صحبت از تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد می‌شود تفاوت‌های ژنتیكی، تفاوت‌های محیط فیزیكی، تفاوت‌های محیط روانی و تفاوت‌های آموزشی به خصوص در دوران كودكی می‌تواند توجیه كننده تفاوت ضریب هوشی باشد، اما هنگامی كه با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو كشور یا دو نژاد مواجه می‌شویم قایل شدن به تفاوت ژنتیكی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.
در واقع در توجیه تفاوت ثروت ملل در طول تاریخ توجیهات زیادی آورده شده است. منتسكیو (1748) آب و هوای معتدل را مهم‌ترین علت برای ثروت ملل می‌دانست، آدام اسمیت (1776) مهارت‌های انسانی، تخصص‌گرایی و وجود یك بازار آزاد را عامل اصلی توسعه فرض می‌كرد، توماس مالتوس در سال 1817 شناسایی عوامل موثر بر فقر و ثروت ملل را مهم‌ترین چالش پژوهشی در حوزه اقتصاد سیاسی می‌داند.
(more…)

«تست روانشناسی رورشاخ»

سپتامبر 14, 2009

یک بازی جالب که بسیاری از ما، در روزهای کودکی انجام داده‌ایم، این بود که به تکه ابری در اسمان نگاه می‌کردیم و بعد، آن لکه ابر را به چیزی تشبیه می‌کردیم. مثلا می‌گفتیم آن تکه ابر شبیه پسری است است که در حال دویدن است یا شبیه یک پیرمرد لم‌داده روی زمین با ریش انبوه است. خیلی وقت‌ها هم دوستمان تفسیر ذهنی دیگری از لکه ابر می‌کرد. ما با این بازی سعی می‌کردیم به نوعی قدرت تخیل خود را به رخ بکشیم.

اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید که در روانشناسی، تستی به نام«رورشاخ» وجود دارد که از همین بازی ساده الهام گرفته است.

تست رورشاخ Rorschach یا تست لکه رورشاخ، یک تست روانشناسی که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکه‌های عجیب و غریب جوهر می‌گویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روانشناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنی‌اش را تشخیص می‌دهد.

ایده اینکه تفسیر یک شخص از اشکال مبهم، مبنایی برای ارزیابی شخصیت او قرار بگیرد، اصلا چیز جدیدی نیست.«لئوناردو داوینچی» و «بوتیچیلی» هم قرن‌ها قبل، آن را پیشنهاد کرده بودند. در قرن نوزدهم، یک بازی بر همین اساس، همه‌گیر شده بود. اما این، «هرمان رورشاخ» -رواشناس سوئیسی- بود که این تست را به صورت سیستماتیک در دانش روانشناسی مورد استفاده قرار داد.

الهام‌بخش رورشاخ برای ابداع این تست روانشناسی، یک پزشک آلمانی به نام «جوستینوس کرنر» بود که در سال ۱۸۵۷ کتاب محبوبی از اشعارش را چاپ کرده بود. هر شعر او در این کتاب، از یک لکه تصادفی جوهر، الهام گرفته بود! البته آلفرد بینه -روانشناس مشهور فرانسوی- هم از لکه‌های جوهر به عنوان آزمایشی برای ارزیابی میزان خلاقیت استفاده کرده بود.

در سال ۱۹۲۱، رورشاخ بعد از بررسی ۳۰۰ بیمار دچار بیماری روانی و ۱۰۰ شخص سالم به عنوان شاهدهای کنترل، کتابی نوشت که در آن تست لکه جوهر را توضیح داده بود. متأسفانه عمر او کفاف نداد و سال بعد از انتشار کتاب، رورشاخ درگذشت. کتاب او هم در چاپ اول، توجه چندانی در بر نداشت. اما با گذشت چند سال و تجدید چاپ کتاب، ایده او مورد استقبال قرار گرفت و تست لکه جوهر با اصلاحاتی، مورد استفاده قرار گرفت.

در این تست ۱۰ کارت که روی آنها لکه‌های متقارن نامنظمی چاپ شده به فرد مورد معاینه نشان داده می‌شود. ۵ تا از لکه‌ها سیاه و سفید هستند، ۲ تا سیاه و قرمز و ۳ تا هم رنگی. از فرد مورد معاینه خواسته می‌شود که بگوید تلقی و تفسیرش از هر کارت چیست و لکه جوهر را می‌تواند به چه چیزی تشبیه کند.

هدف اصلی این تست این است که اطلاعاتی درباره جنبه‌های شناختی و شخصیتی فرد پیدا شود و متغیرهایی مانند انگیزش، تمایلات پاسخ‌دهی، حالت عاطفی و ادراک در او کشف شوند.

منطق این تست هم بر این توجیه استوار است که هر شخص بر اساس نوع خاص ادراک، نیازمندی‌ها و انگیزه‌ها و چالش‌هایش، تفسیرهایی خاصی از محرک‌های بیرونی خود می‌کند.

اما چیزی که باعث شد، این پست را در مورد این تست روشاخ بنویسم، چالشی است که اخیرا بر سر قرار دادن ۱۰ لکه مشهور تست در دانشنامه ویکی‌پدیا، ایجاد شده است.

مدتی پیش دکتر جیمز هیلمن، یک پزشک بخش اورژانس، هر ۱۰ کارت را در ویکی‌پدیا قرار داد، البته به همراه پاسخ معمولی که افراد مورد معاینه هنگام دیدن کارت‌ها می‌دهند.

با گذشت ۹۰ سال از زمان انتشار، این لکه‌های دیگر محدودیتی برای انتشار از لحاظ کپی‌رایت ندارند، شکایت روانشناسان این است که این کار صحت این تست قدیمی معروف را مخدوش کرده است و در صورتی که شخصی قبل از تست این کارت‌ها را همراه با پاسخ معمول ببیند، دیگر آزمایش رورشاخ برای او معتبر نخواهد بود.

منبع:یک پزشک

موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی

مه 7, 2009

بنابر تحقیقات جدید، موسیقی درمانی میتواند بعضی از علایم اسکیزوفرنی را تخفیف داده و بهبود دهد. این پژوهش که در مجله روانپزشکی British Journal of Psychiatry منتشر شده است، اولین موردی است که در آن موسیقی درمانی برای افرادی که دچار اسکیزوفرنی حاد هستند به کار گرفته شده است و توسط محققینی از کالج سلطنتی لندن و درمانگرانی از مرکز سلامت روانی North West London رهبری و اداره میشود.

در این تحقیق کوچک، 81 بیمار مقیم در چهار بیمارستان لندن به طور تصادفی انتخاب شده اند تا از موسیقی درمانی یا درمان عادی بهره مند شوند. این افراد بین 8 تا 12 جلسه به صورت یک بار در هفته و به مدت 45 دقیقه از موسیقی درمانی بهره مند شده اند. در طی جلسات، بیماران به سازهای مختلف دسترسی داشته و از طرف درمانگران به ابراز درونیات خود با موسیقی، تشویق میشوند.در ابتدا

Schizophrenia

درمانگر با دقت به موسیقی بیمار گوش فرا میدهد و از نزدیک با او همراهی میکند و در پی یافتن چگونگی وضعیت احساسی او که به شکل موسیقی ابراز میشود، است.

سپس درمانگر روشها و فرصتهایی برای بسط یا تغییر ماهیت این فعل و انفعال موسیقایی پیشنهاد میکند. محققین علایم اسکیزوفرنیک را محاسبه کرده و متوجه شدند که در میان بیمارانی که از موسیقی درمانی بهره مند شده بودند، پیشرفتهای بسیار بیشتری از بیمارانی که تنها به روش معمول معالجه میشدند صورت گرفته است. از جمله موارد و علایم عمومی که تحت تاثیر موسیقی درمانی شدت خود را از دست داده بودند میتوان به اضطراب، افسردگی و علایم منفی اسکیزوفرنی مانند انزوای احساسی، اشاره نمود.
(more…)

ماسک توخالی: توهم بینایی که فقط اسیکزوفرن‌ها را فریب نمی‌دهد!

مه 2, 2009

آیا تا به حال از این واقعیت آگاه بودید که آنچه را که تصور می‌کنید می‌بینید، ممکن است دقیقا آن چیزی نباشد که واقعا وجود دارد! آیا می‌دانستید که مناطقی در مغز شما وجود دارد که پیام‌های عصبی بینایی را مورد پردازش قرار می‌دهند و حاصل کار این مناطق ممکن است تصویری ذهنی در مغز شما ایجاد کنند که تفاوت قابل ملاحظه‌ای با پیام‌های خام عصبی دارند؟

شاید تا به حال در کتاب‌های و صفحات اینترنتی به توهمات بینایی جالبی برخورده باشید و با این واقعیت آشنا شده باشید.

یک مثال ساده:

>———————————–<

<———————————–>

خط بالایی مقداری بلندتر از خط پایینی به نظر می‌رسد، در صورتی که هر دو خط طول یکسانی دارند!

در مورد خطاهای بینایی می‌شود، انواع و اقسام مثال‌ها را آورد، اما در این پست می‌خواهم در مورد خطای حسی‌ای بنویسم که افراد سالم را درگیر می‌کند و بیماران مبتلا به روان‌گسیختگی یا اسکیزوفرنی را نه!

یک توهم یا خطای حسی مشهور، توهم ماسک توخالی نام دارد. در این توهم، قسمت داخلی مقعر یک ماسک صورت به بیننده‌ها نشان داده می‌شود ولی در کمال تعجب تصویرسازی ذهنی از این تصویر چیز دیگری از آب درمی‌آید و بیننده‌ها تصور می‌کنند که قسمت بیرونی یا محدب ماسک به آنها نشان داده شده است!

ولی یک ذهن اسکیزوفرن، چنین پردازشی را تصویر انجام نمی‌دهد و همان چیزی را درک می‌کند که می‌بیند و در این مورد خاص، برخلاف افراد سالم درک صحیح‌تری نسبت به واقعیت دارد!!

بیماری اسکیزوفرنی را می‌توان مختصر و مفید به صورت جدا شدن و گسیختگی تفکرات یک فرد از واقعیت تعریف کرد. این بیماری با هذیان‌ها و توهمات و تفکرات غیرمنطقی که با توضیح و استدلال اصلاح نمی‌شوند، مشخص می‌شود.

در توهم ماسک توخالی شدت، شدت توهم به اندازه‌ای قوی است که حتی وقتی در موردش آگاه هم می‌شویم، نمی‌توانیم تصویر واقعی را درک کنیم. مثل این می‌ماند که ذهن ما ماسک را در دست گرفته و آن را برگردانده است.

توصیه می‌کنم حتما این ویدئوی کوتاه جالب را در یوتیوب ببینید، تا عملا این خطای حسی جالب را آزمایش کرده باشید. این ویدئوی کوتاه بیش از یک میلیون و دویست هزار بار تا به حال تماشا شده است!

اما نکته جالب این است که مشابه این توهم در مورد اشیای دیگر به وجود نمی‌آید، یعنی اگر ذهن ما سطح مقعر اشیایی دیگر را محدب‌سازی ذهنی نمی‌کند. بسیاری از دانشمندان علوم اعصاب بر این باورند که در مغز مناطق مخصوص پردازش چهره وجود دارد و اگر این مناطق آسیب ببینند با وجود سالم ماندن خاطرات و اعمال دیداری دیگر، فرد بیمار از تشخیص چهره‌ها عاجز می‌شود.

دو دانشمند دانشگاه لندن به نام‌های دیما و جاناتان رویزر تصمیم گرفتند که عملا این مسئله را مورد بررسی قرار دهند که چرا اسکیزوفرن‌ها در این مورد خاص کلک نمی‌خورند! آنها ۱۳ بیمار اسکیزوفرن و ۱۶ شخص سالم را پای دستگاه MRI عملکردی یا fMRI نشاندند و بعد تصاویر سه‌بعدی از چهره‌های محدب و قعر را به آنها نشان دادند. همان طور که انتظار می‌رفت همه اسکیزوفرن‌ها گفتند که چهره‌های مقعر دیده‌اند، در جالی که افراد سالم گفتند که چهره‌های محدب مشاهده کرده‌اند.

این دو دانشمند، سپس اطلاعات MRI عملکردی را تحلیل کردند. آنها در این تحلیل از شیوه جدید استفاده کردند که می توانست نشان بدهد کدام مناطق مغز در حین انجام یک عمل خاص درگیر می‌شود. یافته آنها جالب بود:

وقتی به افراد سالم، تصاویری از چهره‌های مقعر نشان داده می‌شود، ارتباطات عصبی بین قشر پیشانی-گیجگاهی مغز و قسمتی از قشر پس سری مغز که مسئول حس پیام‌های دیداری است شکل می‌گیرد. اما در اسکیزوفرن‌ها چنین ارتباطات عصبی مشاهده نمی‌شود.

البته اسکیزوفرن‌ها تنها کسانی نیستند که چهره‌ها را به صورت مقعر درک می‌کنند، افراد مست و یا تحت تأثیر داروهای خاص هم ممکن است، چهره‌های مقعر را مقعر ببینند.

منبع:یک پزشک

كراك (Crack) چیست ؟

آوریل 27, 2009

  كرك (Crack) كه گاهي راك (Rock) نيز ناميده ميشود، ماده اي محرك است كه از تصفيه كوكائين به دست مي آيد و به اشكال مختلف تدخين (استنشاق دود) ميشود.
اما کراکی که در ایران رایج است از مشتقات هروئین است و در صورتی که بصورت علمی تولید شود  از تصفیه هروئین به دست می آید .
كراك ماده‌اي بي‌بو است، مصرف آن راحت است و با يك فندك در هر جايي كه باشي مي‌تواني مصرف كني؛ درست برخلاف مصرف ترياك و يا هروئين است.

(more…)